گذشتهی ساده:
brought inشکل سوم:
brought inسومشخص مفرد:
brings inوجه وصفی حال:
bringing inوارد کردن، آوردن
Governments frequently implement policies designed to bring in foreign investment, aiming to stimulate economic growth and job creation.
دولتها غالباً سیاستهایی را برای وارد کردن سرمایهگذاری خارجی اجرا میکنند که هدفشان تحریک رشد اقتصادی و ایجاد شغل است.
Could you please bring in the groceries from the car?
میشود لطفاً خواربار را از ماشین به داخل بیاوری؟
Many companies are now seeking to bring in diverse talent from around the globe to foster innovation and competitive advantage.
بسیاری از شرکتها اکنون بهدنبال وارد کردن استعدادهای متنوع از سراسر جهان برای تقویت نوآوری و مزیت رقابتی هستند.
اقتصاد سود داشتن، کسب درآمد کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی اقتصاد
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
They hope the new product line will bring in significant revenue for the company.
آنها امیدوارند خط تولید جدید درآمد قابل توجهی برای شرکت کسب کند.
While renewable energy projects require substantial initial investment, their long-term operation can bring in significant financial returns and environmental benefits.
درحالیکه پروژههای انرژی تجدیدپذیر به سرمایهگذاری اولیهی قابل توجهی نیاز دارند، عملکرد بلندمدت آنها میتواند سود مالی و مزایای زیستمحیطی قابل توجهی به همراه داشته باشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «bring in» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bring in